خطا
  • JFolder: :فایلها: مسیر یک پوشه نیست. مسیر: /hermes/bosnaweb27a/b1507/ipw.httpkanoonjbcom/public_html/images/martyrs/BehzadMohajer/
توجه
  • JW_SIG_PRG
  • Simple Image Gallery (free) is present and enabled in your site. Please disable it first, in order to be able to use the more advanced Simple Image Gallery Pro.

بهزاد مهاجر

شهيد راه آزادي بهزاد مهاجر

نبینم به جز گرد باد و تباهی
به قصد نجاتم روم زین مکان مصیبت
که شاید ببینم چراغی به راهی
 امان زین تبه پیشگان زمانه
 چه خواهند از جان هر بی پناهی... «بهزاد مهاجر»

بهزاد مهاجر شاعر و هنرمند آزاديخواه و گمنامي است که در جریان راهپیمایی روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در نزدیک میدان آزادی با شلیک گلوله نیروهای نظامی به شهادت رسید. پيكر وی پس از 45روز به خانواده‌اش تحویل داده شد. اما هنوز کسی نمی داند که 25 خرداد شهید شد یا 30 خرداد.
بهزاد که غم از دست دادن پدر و مادر را سال های زیادی به دوش می کشید، درنهایت در روزي از روزهای خرداد 88  به آنها پیوست و در قطعه۲۰۸ بهشت زهرا دفن شد.
بهراد ازدواج نکرده بود و تنها زندگی می کرد. خواهرش می گوید: «برای شرکت در راهپیمایی 25 خرداد از خانه خارج شد اما دیگر خبری از او نشد.»
بی خبری 45 روز طول کشید تا اینکه جسد او را در پزشکی قانونی شناسایی کردند. یک برادر و دو خواهر داشت که بعد از مرگش پیگیر پرونده او هستند .
یکی از خواهر ها در گفت و گويي درباره روز 25 خرداد 1388 می گوید: «برادرم نزدیک ساعت ۹ شب زنگ زد و گفت که در میدان آزادی است و مردم زیادی آمده اند اما همه چیز آرام و عین تاسوعای سال ٥۷ است. پس از این تماس دیگر خبری از او نداشتیم.»
ولی گویا بی خبری همان خبر تلخ است. خواهرش ادامه می دهد: «چندین روز به موبایل و تلفن او زنگ می زدیم و خبری نبود و برادرم و پسرم هر روز به دادگاه انقلاب و زندان اوین و پزشکی قانوني  مراجعه می کردند بلکه نام او را در لیست بازداشت شدگان ببینند، اما هیچ خبری نبود تا اینکه روز شنبه (۱۰ مرداد) من و خواهرم در مراجعه به پزشکی قانونی کهریزک او را شناسایی کردیم».
بهزاد از ناحیه سینه و بازو گلوله خورده بود. دهانش زخم و دندان‌هایش شکسته بود، روی سینه‌اش هم شکاف بزرگی داشت.
خواهر بهزاد می‌گوید: «پزشک قانونی گفت که جسد  در تاریخ ۳۱ خرداد از سوی بیمارستان لقمان تحویل داده شده است.»
 «نیما نامداری»، روزنامه نگار، خواهرزاده بهزاد است. او در این دو سال و نیم پیگیر پرونده دایی اش بود. او در گفت و گویی روایت خود از روزهای بی خبری را چنین شرح می دهد: «در دادسرای جنايی به عنوان فرد مفقود شده برای او پرونده تشکيل داديم و به پزشکی قانونی مراجعه کرديم که تصوير او در بين عکس‌های پزشکی قانونی وجود نداشت. هنگامی که برای تحويل جنازه و مراسم دفن مراجعه کرديم، من و چند نفر از اقوام که پزشک هستند جنازه را از نزديک ديديم. چسب و چيزهايی که در بيمارستان از آن استفاده می‌شود هنوز روی بدنی بود که ٤۰ روز در سردخانه نگهداری شده، در نتيجه حدس پزشکان همراه ما اين بود که بهزاد چند روز در بيمارستان بوده و بعد فوت شده است.جای يک گلوله روی قسمت چپ سينه و تقريبا روی قلب وجود داشت و روی بدن هم کبودی و آثار جراحات سطحی ديده می‌شد، ولی نمی‌توان قضاوت کرد اين جراحات قبل از فوت بوده يا بعد از فوت هنگام انتقال جنازه ايجاد شده است.»

روایتی از مجلس ختم بهزاد
ماموران امنیتی در مراسم ختم این شهید حاضر می شوند؛ مردی که بی هیچ گناهی کشته شد.
چند عکس از «بهزاد» بر در و دیوار است اما بیشتر عکس های شهدای دیگردر این مراسم به چشم می خورد.  مادر «سهراب اعرابی» هم هست. او به پای بلندگو می آید و می گوید: «همدردی کافی نیست. باید از این شهدا حمایت کنید. سهراب من تنها 19 سالش بود و هنوز حتی یک آرزویش هم برآورده نشده بود.»
او از همه می خواهد تا نگذارند خون این شهدا پایمال شود. در این مراسم «رخشان بنی اعتماد»، «جعفر پناهی» و «کامبوزیا پرتوی» هم حضور داشتند . بنی اعتماد ابراز شرمندگی کرد که نمی تواند این روزها را ثبت کند. او در این مراسم گفت: «نمی گویم ما در کنار شما هستیم، چرا که ما از هم جدا نیستیم، همه در کنار هم ایم.»

قاتل يا قاتلين چه كساني هستند ؟
در ابتدا بازرس ۷ امورجنایی با مختومه کردن پرونده قتل بهزاد مهاجر با این استدلال که قاتلان شناسایی نمی‌شوند از وکلای خانواده مهاجر خواست که موکلانشان را ترغیب به دریافت دیه کنند که با مخالفت برادر و خواهر مهاجر و اصرار آنان بر شناسایی قاتلان مواجه شد.
پرونده «بهزاد مهاجر» توسط خانواده اش پیگیری می شود . در این بین قاضی رسیدگی به پرونده قتل «بهزاد» ، اعلام کرده که قاتل وی شناسایی نشده و قرار است پرونده مختومه اعلام شود. اما وکلای پرونده، تحقیق برای شناسایی قاتل را ناکافی می‌دانند.
برادر و دو خواهر بهزاد مهاجر، که «اولیای دم» به شمار می‌آیند، شکایتی را تنظیم کرده به دادسرا می‌دهند. آنان خواستار شناسایی قاتل یا قاتلان و محکومیت آنان به اشد مجازات می‌شوند. دادسرا شاکیان را فرامی‌خواند، متن شکایتی را به آنان دیکته می‌کند مبنی بر اینکه «خواستار مجازات قاتلان و دریافت دیه از بیت‌المال‌اند».
پس از حدود سه ماه دکتر محمد شریف و خانم افروز مغزی، وکالت این پرونده را برعهده می‌گیرند و بار حقوقی نوشته ای که در دادسرا نگاشته اند را به آنها یادآوری می کنند.
پس از ورود وکلا به پرونده، بازپرس شعبه 7 دادسرای امور جنایی با این استدلال که قاتلان شناسایی نمی‌شوند، پرونده را مختومه اعلام کرده و از وکلا می خواهد که موکلانشان را به درخواست دیه برانگیزند. اما برادر و خواهران بهزاد مهاجر مایل به دریافت دیه نبوده و بر شناسایی قاتلان پای می‌فشارند.
خواهرزاده شهید می گوید:«برای احقاق حق، هیچ راهی را منتفی نمی دانیم و تا ابد منتظر نمی مانیم.»
 وی می افزاید: «بازپرس پرونده، از موضع مشورت و نصحيت توصيه مي‌كرد ادامه ندهيم و دليل اصلي‌اش هم اين بود كه بسياري از مقامات معتقدند اينها (کشته شدگان) مهدورالدم هستند و همين كه مي‌خواهيم ديه بدهيم داريم لطف مي‌كنيم.»
او می پرسد:«گناه او چه بود؟ آيا حضور در خيابان جرم است؟ اصلا ايشان چه‌كار مي‌كرده كه بايد به سوي او شليك مي‌شد؟ آيا در روز 25 خرداد در تهران حكومت نظامي اعلام شده‌ بود؟ فرض كنيم به هر دليلي حكومت نمي‌خواست مردم تهران در 25 خرداد از خانه‌هاي‌شان بيرون بيايند، خوب اين را رسما اعلام مي كردند. مثل دوران شاه كه فرمانداري نظامي تهران بيانيه مي‌داد و اعلام حكومت نظامي و منع تردد در خيابانها مي‌كرد اينها هم اي كاش آنقدر شجاعت و تدبير داشتند كه رسما مسئوليت تصميمات‌شان را مي‌پذيرفتند و با جان مردم بازي نمي‌كردند.»
پرونده ی شهید حتي به دادگاه ارسال نشده و در همان مرحله بازپرسي باقي مانده‌ است. پرونده این شهید و 40 نفر دیگر از كشته شدگان خرداد 88 در دو شعبه بازپرسي دادسراي جنايي تهران تشكيل شده اما به غير از شكايت اولياي دم و برخي اطلاعات اوليه و گزارش پزشكي قانوني هيچ چيز در پرونده‌ها وجود ندارد.
در پرونده شهید «صرفا يك گزارش از پزشكي قانوني وجود دارد كه تاييد مي‌كند او با يك گلوله اسلحه جنگي كه كاليبرش هم مشخص شده و از فاصله 3 تا 15 متري که از روبرو شليك شده و به سينه او اصابت كرده، كشته شده و به دليل خونريزي ريه و خفگي در دقايق كوتاهي جان سپرده‌ است.»
بازپرس پرونده به صراحت به خانواده شهید گفته است كه «انتظار پيشرفت در اين پرونده‌ها را نداشته باشيد حداكثر به شما يك ديه خواهند داد.»

 متهم اصلی در 25 خرداد?!
به عقیده ی خواهر زاده شهید: «واضح است كه مسئوليت تيراندازي با فرمانده عملياتي است كه در محل حاضر بوده، اين هم رويه پنهان و پيچيده‌اي نيست. همين الان حتي اگر يك مسابقه فوتبال در استاديوم آزادي برگزار شود، يگان مستقر در آنجا فرمانده عمليات دارد و او مسئول همه اتفاقاتي است كه در آنجا رخ مي‌دهد. اين رويه در پليس ايران عادي است. قطعا در روز ۲۵خرداد هم يك فرمانده عمليات در تهران وجود داشته، اين فرد هر كه باشد مسئوليت رسمي درباره كشته شدگان دارد. اگر او دستور تيراندازي را صادر كرده بايد از دستورش دفاع كند و بگويد چرا چنين دستوري صادر كرده و اگر هم او صادر نكرده رسما اعلام كند تا اتهامي متوجه نهاد رسمي مسئول نباشد. جالب اينجا است وقتي من از بازپرس پرسيدم چرا فرمانده عمليات را احضار و بازجويي نكرده‌ايد خيلي راحت پاسخ داد فرماندهي عمليات با سپاه پاسداران بوده و من نمي‌توانم آنها را احضار كنم؛ شما اگر دوست داريد خودتان برويد از سپاه شكايت كنيد.»
خانواده آقای مهاجر در این مدت بار ها تهدید شده اند تا جایی که چند بار خواهر آقای مهاجر به اداره اطلاعات احضار شده است.او را اداره اطلاعات همدان چند بار احضار كرده‌ و به او تلفن زده‌ و تهديدش كرده‌اند.

هنوز گلوله در سینه ی شاعر ، «بهزاد مهاجر» از یاد خانواده اش نرفته است. آنها فریاد دادخواهی سر می دهند.
بهزاد شهيد در قطعه 208 رديف 24 شماره 7 بهشت زهرا آرميده است.

{gallery}martyrs/BehzadMohajer::::0{/gallery}</p>

 

 

 

 

نظر شما در رابطه با مطلب حاضر