یکشنبه, 21 خرداد 1396 10:04

مریم النگی، زنی که به خاطر برگزاری مراسم ختم همسرش در زندان است

كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها 21خرداد ۹۶: خانم مریم النگی روزهای سختی را پشت درهای زندان و بیمارستان طی می کند و به یک باره به او مرگ همسرش گفته می شود. شوکی هولناک بر یک زن و تنها پسر باقیمانده از یک زندگی مشترک.
محسن دگمه چی، همسر مریم النگی از بازاریان خوشنامی بود که بعد از حوادث و قیام سال ۸۸ در ایران بازداشت شد و به اتهام هواداری از مجاهدین خلق محاکمه شد و قاضی صلواتی، قاضی ای که به بی رحمی و شقاوت شهره است او را به ۱۰سال زندان محکوم کرد و داستان خانم مریم النگی از همان روز آغاز شد .
محسن دگمه چی در زندان و شرایط دشوار آن به بیماری صعب العلاجی مبتلا شد. مسئولین زندان در فشار بر او و دریغ کردن از دارو و درمان چیزی کم نگذاشتند و تنها زمانی او را به بیمارستان رساندند که مطمئن شدند او جان سالم بدر نمی برد.
اما فشار بر خانم النگی تنها به ستاندن جان همسرش ختم نشد. او بعد از مرگ مشکوک یا قتل همسر، از برگزاری هر گونه مراسمی ممنوع شد و شاید هم از هر گونه سخن گفتن از عزیزی که همه زندگی اش بود، البته خود این ممنوعیت ها حکایت از آن می کرد که محسن دگمه چی نه در اثر مرگ طبیعی – آن طور که حکومت گران تلاش می کردند وانمود کنند- بلکه به واسطه توطئه یی یا حداقل قصوری جانش را از دست داده است.
اکنون ۵سال از آن روزهای تاریک می گذرد. مریم النگی هم در گوشه از زندان مخوف اوین است. گویی برای ظالمان ستاندن یک جان کافی نبود، باید به تمامی همه زندگی ات را بستانند و اکنون پسر کوچکی تنهای تنها، بدور از وجود پدر یا مادر باید پرچم رنج آنان را به دوش بکشد.
اکنون مریم النگی به خاطر گرفتن مراسم برای همسرش بیش از یک سال است که در بند است. او را به ۳سال زندان محکوم کردند. همان قاضی که همسرش را به ۱۰سال محکوم کرد تا مرگ او را رقم بزند اکنون برای همسرش ۳سال حکم صادر کرد. این رنج مضاعف زنی است که در سلول های نمور اوین در حال تحمل سخت ترین روزهای زندگی خود است. او در همان زمان در مصاحبه یی گفته بود:
« هیچ مقامی و هیچ مرجعی پاسخی برای مرگ همسرم نداده است. اگر اتفاقی باعث مرگ همسرم شده باشد که دیگر او زیر خاک است و نمی توان چیزی را ثابت کرد. من هم دیگر پیگیری نخواهم کرد، اصلا چه را باید پیگیری کنم؟ مگر چیزی هم باقی مانده است؟ فقط با درخواستم خودم و تنها پسرم را به دردسر می اندازم و مشکلی به مشکل هایم اضافه می کنم. درخواست دوباره ام یعنی تهدیدی برای زندگی بچه ام و خودم»
برگرفته از نه به زندان به به اعدام

با ما در كانال كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها همراه باشید
https://telegram.me/CanoonJb

نظر شما در رابطه با مطلب حاضر